إحصائيات الموقع :
الزيارات أمس: 34
زيارة أسبوع: 184
زيارة الشهر: 127
مجموع الزوار : 84312
عدد من المقالات : 755
عدد التعليقات : 1
عدد المتواجدون الآن: 1
جلسه دوم نقد افکار و آرای سید کمال حیدری
باسمه تعالی
اللهم العن الجبت والطاغوت وابنتیهما واتباعهم
فیلم جلسه دوم نقد آرای کمال حیدری - توسط استاد معظم حاج شیخ حسن میلانی دام ظله.
منبع:
https://telegram.me/almajlesi110
فهرستی اجمالی از انحرافات سید کمال حیدری ومبانی غلط او
منبع:
https://telegram.me/almajlesi110
نقدی بر برخی کتب فلسفی عرفانی کمال حیدری
نقدی بر برخی مطالب فلسفی عرفانی کمال حیدری طی درس معرفة الله بالله لا بالاوهام الفلسفیة والعرفانیة روز دوشنبه سی ام فروردین ماه 1395.استاد محقق شیخ حسن میلانی مدظله
منبع:
https://telegram.me/almajlesi110
مناظره آیت الله میلانی با سید کمال حیدری
یا
تشکیک در عقاید و توهین به مراجع تقلید در شبکه الکوثر!
انکار تلویحی اجتهاد اکثر مجتهدین معاصر بنابر تعریف جدیدی از مفهوم اجتهاد واعلمیت و ادعای اعلمیت ایشان بر تمام علما از زمان شیخ طوسی (ره) تا زمان حال, و توهین به مراجع معاصر با ذکر نام بعضی از آنان و ادعای وابستگی حوزه نجف اشرف به برخی سرویس های دستگاه های اطلاعاتی بیگانه ! از دیگر اظهارات تاسف بار ایشان میباشد
رأي آية العظمي الشيخ الوحيد الخراساني في الفلسفة والعرفان
القيء الفلاسفة و زبالات العرفان
قال المرجع الشيخ وحيد الخراساني (دام عزه) :
این که او را نشناختیم ،چرا نشناختیم، چون جعفــر بــن محمــد (علیهالسلام) رو نشناختیم، اگه میشناختیم امام ششم کیست دنبال این و آن نمیرفتیــم، قــی کردههای فلاسفه یونان را نشخوار نمیکردیــم، زبالههــای عرفـــان اکسلوفان را هضم نمیکردیم، خواه ناخواه واماندیم و بیچاره شدیم و از ایــن اقیانــوس معرفت محروم شدیم .
ترجمة النص :
لم نعرفه ، ماذا لم نعرفه ، لأن لم نعرف جعفر بن محمد (عليه السلام) ،
لو كنا نعرفه، الإمام السادس من هو؟ لم نتبع هذا و ذلك ،
لم نكرر الترجيعات (القيء الفلاسفة) فلاسفة اليونان ، لم نهضم زبالات العرفان اكسلوفان ،
شئنا ام أبينا وبقينا و ﺃﺻﺒﺤﻨﺎ ﻣﻌﺪﻣﻴﻦ ومن هذا البحر المعرفة صرنا محرومين . 1
رابط المقطع
http://www.4shared.com/video/KC_hraVSba/________.html
او روابط اخری للمقطع
http://sub5.rofof.com/010olcay19/R'ay_'aayh.html
او
http://cdn.top4top.co/d_a714d2c7cb1.mp4
او
* 1.سخنراني آيت الله العظمي وحيد خراساني به مناسبت شهادت امام صادق (عليه السلام).
نظر آیت الله سید محمود هاشمی شاهرودی در خصوص ادعای سید کمال حیدری
تعدادی از طلاب حوزه علمیه نجف پس از اتفاقات و اظهارات اخیر برخی در مورد مکتب حقه تشیع، در سوالی خطاب به آیت الله هاشمی شاهرودی خواستار پاسخ ایشان و روشن سازی اذهان شدند
به گزارش «شیعه نیوز»، تعدادی از طلاب حوزه علمیه نجف پس از اتفاقات و اظهارات اخیر برخی در مورد مکتب حقه تشیع، در سوالی خطاب به آیت الله هاشمی شاهرودی خواستار پاسخ ایشان و روشن سازی اذهان شدند، متن این سوال و جواب به شرح زیر است:
بسمه تعالى با سلام و تحیت سوال: جناب آقای شاهرودی، برخی ادعا می کنند که بسیاری از احکام و میراث روایی شیعه از کعب الاحبار، یهود، نصاری و مجوس نقل شده است، نظر جنابعالی در این مورد چیست؟ جواب: بسم الله الرحمن الرحيم این کلام جز از سوی یک ناآگاه به میراث مکتب تشیع گفته نمی شود، پیش تر نیز شاهد این گونه اتهامات بی اساس از سوی برخی گمراه که با تحریک استکبار جهانی قصد ضربه زدن به وحدت امت اسلامی و برانگیختن فتنه میان مسلمانان را دارند، بوده ایم، کسانی که جماعات تکفیری خارج شده از دین را تحریک می کنند، جماعاتی که نماینده خوارج امروزی هستند و روز به روز بر جنایات خود می افزایند. ما امیدواریم این شخص از جمله افراد تاثیر گرفته از آن جهات مشخص نباشد اگر چه در گفتار و اتهام به میراث شیعه شبیه به آنان سخن گفته است. حقیقت غبر قابل انکار در میان اهل علم این است که شیعه میراثش را از مکتب اهل بیت (علیهم السلام) گرفته و این مذهب، خالص ترین میراث دینی در تاریخ اسلامی و به دور از هر گونه تحریف و انحراف جریان های تاثیر گذار بر اسلام بوده است. زیرا مکتب شیعه به دور از سازمان های حکومتی و سلاطین و خواسته های فاسد آنها نشأت گرفت و رشد نمود و پاکترین و باتقواترین و دانشمندترین مردم و شاگردان اصیل اهل بیت علیهم السلام آن را به نسل های آینده انتقال دادند، کسانی که تاریخ و حتی علمای مذاهب دیگر بر راستین بودن آنها و منزلت والایشان گواهی داده است. یک ویژگی در این میراث اسلامی آن را از بقیه متمایز می سازد و ان این است که شیعه، میراثش را مستقیما از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) و خاندان پاک و مطهرش یعنی دوازده امام والا مقام دریافت داشته است، به همین دلیل این میراث، خود نماینده اسلام اصیل و امتداد خط رسالت و شریعت مبارک اسلامی است به نحوی که خود یک معیار تشخیص شمرده می شود. اگر شخصی که این حقیقت را نفهمد و در بخش هایی از میراث شیعی شک کند به این معناست که وی فقط برخی مصطلحات را حفظ کرده و طعم فقه و میراث حقیقی شیعی را نفهمیده است، فقهای مدرسه اهل بیت علیهم السلام، نسل به نسل در راه حفظ این میراث و دور نگه داشتن ان از تحریف کوشیده اند. اما در پاسخ به شخصی که ادعا می کند بیشتر میراث شیعه نقل شده از کعب الاحبار و یهود و نصاری و مجوس است باید گفت: اولا: ما این اتهام را به جز از عمال صدام ملعون نشنیده ایم کسانی که در جنگ بر علیه جمهوری اسلامی گفتند شیعه از مجوس است، تمام دنیا به عداوت و دشمنی صدام و نوکری وی برای سردمدارانش و اکاذیب حزب ضد اسلامی اش آشنا هستند. ثانیا: در خصوص کعب الاحبار که گفته می شود وی یک یهودی اهل یمن بوده و پس از فوت پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) اسلام آورده و در زمان عمر وارد مدینه شده است، پاسخ این است که تمام کتب رجال و حدیث به وضوح، برائت میراث تشیع از روایت و افکار این مرد را ثابت می کنند، ائمه و اصحابشان خود را از این مرد و روایات و افکار او دور نگه داشته اند. شیخ کلینی در کافی در یک روایت صحیح السند از زراره از امام محمد باقر(علیه السلام) نقل میکند: زراره می گوید در کنار امام باقر (علیه السلام) در کنار کعبه نشسته بودیم که شخصی به نام عاصم بن عمر از از اهالی بجیله آمد و به امام گفت: کعب الاحبار می گوید کعبه هر روز صبح برای بیت المقدس سجده می کند، امام عرض کردند دروغ است و کعب دروغ گفته و عصبانی شدند.(ج 4، ص 240) در شرح نهج البلاغه از ابن ابی الحدید نیز آمده است که عده ای از قول امیرالمومنین نقل کرده اند که کعب یک کذاب است(ج 4، ص77) موضوعی که باعث خوشحالی است که مذاهب دیگر نیز بر کذاب بودن کعب صحه می گذارند. طبری در تاریخش می نویسد: عکرمه می گوید روزی د رکنار ابنعباس نشسته بودیم که مردی آمد و گفت ای این عباس سخنان عجیبی را از کعب در مورد ماه و خورشید شنیده ام این عباس گفت چه شنیده ای؟ مرد گفت: کعب می گوید ماه و خورشید در روز قیامت چون دو گاو به جهنم پرتاب می شوند، ابن عباس با عصبانیت سه بار می گوید: کعب دروغ گفته است، کعب دروغ گفته است، کعب دروغ گفته است... (ج 8،ص 164) آیت الله شاهرودی هم چنین در پایان به نقل نمونه هایی از ابن کثیر و الذهبی برای اثبات دروغگویی کعب الاحبار می پردازند.
http://hashemishahroudi.org/ar/pages/news.php?nid=164
دست نوشته حضرت آیت الله سیستانی و رد و عدم تایید عرفان ابن عربی (رأي السيد السيستاني في عرفان ابن عربي )
با توجه به اینکه در برخی از سایتهای ترویج دهنده عرفانهای انحرافی و تاکید آنها به عرفان ابن عربی و تبلیغ کتابهایی مثل فصوص وسوء استفاده برخی از آقایان ازبزرگان برای موجه نشان دادن مکتب خود استقتائی از آیت الله سیستانی صورت گرفته و ایشان با صراحت عرفان صاحب فصوص را مورد تایید ندانستند.
به گزارش شیعه آنلاین، در دوره های مختلف تاریخ تشیع، علما و مراجع عظام تقلید موضع گیری هایی در مورد عرفان داشته اند. هر کدام از آن بزرگواران با تکیه بر استنادات خاصی به نظر خود دست یافته اند.
در همین راستا با توجه به اینکه اخیرا در برخی از سایت های ترویج دهنده عرفان و تأکید آنها به عرفان ابن عربی و تبلیغ کتاب هایی مانند “فصوص” و بیان کردن مطالبی به نقل حضرت آیت الله سیستانی در تایید این نظرات، خبرنگار افتخاری ما بر آن شد تا نظر دقیق حضرت آیت الله سیستانی درباره عرفان صاحب فصوص را بداند .
برای مشاهده ی تصویر بزرگتر این استفتاء بر روی عکس زیر کلیک کنید.
http://www.rofof.com/img5/1wzbkp5.jpg
حضرت آیت الله سیستانی در پاسخ به استفتائی مبنی بر اینکه «با توجه به مطالب منسوب به حضرتعالی در بعضی از سایتها مبنی بر تایید عرفان صاحب فصوصی تقاضا میشود، نظر شریف را در این رابطه اعلام فرمایید» فرمودند: اینجانب در ارتباط با معارف اعتقادی به روش اکابر علمای امامیه که مطابق با آیات قرآن مجید و روایات اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام میباشد، معتقد بوده و روش فوقالذکر را تایید نمینمایم.
ﺗﺮﺟﻤﺔ ﺍﻻﺳﺘﻔﺘﺎﺀ ﺍﻟﻰ ﺍﻟﻠﻐﺔ ﺍﻟﻌﺮﺑﻴﺔ :
ﺍﻟﺴﺆﺍﻝ :
ﻧﻈﺮﺍً ﺍﻟﯽ ﺍﻟﻤﻄﺎﻟﺐ ﺍﻟﻤﻨﺴﻮﺑﺔ ﺍﻟﯽ ﺣﻀﺮﺗﮑﻢ ﻓﯽ ﺑﻌﺾ ﺍﻟﻤﻮﺍﻗﻊ ﺍﻟﺘﯽ ﺗﺆﯾﺪﺍﻟﻌﺮﻓﺎﻥ ﺍﻟﻤﻨﺴﻮﺏ ﻟﺼﺎﺣﺐ ﺍﻟﻔﺼﻮﺹ ، ﻧﻄﻠﺐ ﺍﻥ ﺗﺘﻔﻀﻠﻮﺍ ﺑﺮﺍﯾﮑﻢ ﺑﻬﺬﺍ ﺍﻟﺨﺼﻮﺹ .
ﺍﻟﺠﻮﺍﺏ :
ﺍﻧﺎ ﺑﺨﺼﻮﺹ ﺍﻟﻤﻌﺎﺭﻑ ﺍﻻﻋﺘﻘﺎﺩﯾﺔ ﺍﮐﻮﻥ ﻋﻠﯽ ﻣﻨﻬﺞ ﺍﮐﺎﺑﺮ ﻋﻠﻤﺎﺀ ﺍﻻﻣﺎﻣﯿﺔ ﻗﺪﺱ ﺍﻟﻠﻪ ﺍﺳﺮﺍﺭﻫﻢ ﺍﻟﺬﻱ ﯾﮑﻮﻥ ﻣﻄﺎﺑﻘﺎ ﻻﯾﺎﺕ ﺍﻟﻘﺮﺁﻥ ﺍﻟﮑﺮﯾﻢ ﻭ ﺭﻭﺍﯾﺎﺕ ﺍﻫﻞ ﺑﯿﺖ ﺍﻟﻌﺼﻤﺔ ﻭﺍﻟﻄﻬﺎﺭﺓ ﻋﻠﯿﻬﻢ ﺍﻟﺴﻼﻡ ﻭ ﻻ ﺍﺅﯾﺪ ﺍﻟﻤﻨﻬﺞ ﺍﻟﻤﺬﻛﻮﺭ ﺍﻋﻼﻩ .
المنبع
http://www.sistani.org/persian/qa/02273/
نظر علما و مراجع درباره فلسفه و عرفان
سؤال: محضر مبارک ...........
با ابلاغ سلام و تحیّات وافره به عرض مبارک می رساند با توجه به این که متون کتب فلاسفه و عرفا مانند فصوص الحکم و فتوحات محی الدین عربی و اسفار ملاصدرا دارای اشکالات زیاد و فاحشی می باشد بطوری که بعضاً با ضروریات دین تباین کلی پیدا می کند از قبیل مسئله توحید، معاد، امامت، عذاب و ... که امام خمینی(ره) هم اشکالات اساسی به این کتابها وارد کرده است و فعلاً نیز همین عقاید از طرق مختلف به مردم مخصوصاً نسل جوان و مبتدیان حوزوی و دانشگاهی تزریق می شود خواهشمند است برای آگاهی مردم و نجات آنها از انحرافات اعتقادی که از بدترین نوع انحرافات است نظر مبارک خود را در مورد تعلیم و تعلّم فلسفه و عرفانهای اصطلاحی و رایج به صورت واضح و شفّاف مرقوم فرمایید. خداوند انشاءالله تحت توجّهات حضرت ولیّ عصر ارواحنا فداه طول عمر با عزّت مقرون به صحّت و عافیت کامل به حضرتعالی عنایت بفرماید.
پاسخ آیت الله العظمی صافی گلپایگانی:
علیکم السلام و رحمة الله؛ خواندن علم کلام برای تصحیح و تکمیل عقائد حقّه مستحسن بلکه برای رفع شبهات لازم است و عرفان حقیقی همان قرآن مجید و نهج البلاغه و معارف مأثوره از حضرت رسول اکرم(ص) و اهل بیت سلام الله علیهم و صحیفه سجادیه و ادعیه معتبره دیگر است. در معرفت و خداشناسی و سایر عقاید احتیاج به مراجعه به کسانی که فساد عقیده بعضی آنها مسلم است نیست و اگر کسی در این رشته ها وارد شد و منتهی به انحراف گردید بی شبهه مسؤول است و کتب مذکوره در سؤال که در بیان و ترویج عقائد صوفیه نوشته شده، جزء کتب ضالّه است.
این افراد دارای انحرافات فکری و عقیدتی و روش های خرافی می باشند و گفتارها و سخنانی دارند که با نصوص قرآن مجید و احادیث شریفه مخالفت دارد. این افراد طریقه متشرعه و ملتزمین به احکام و آداب شریعت را نداشته اند و اگر هم برخی آنها را از عقاید فاسده تبرئه نمایند برای شخص مسلمان آراء و عقائدشان حجت نیست، و قدر مسلم اینست که این افراد و آرائشان در طول چهارده قرن در محیط مذهب و تشیّع هیچگاه مرجع و ملجأ نبوده است، و در همه ادوار و اعصار رهبران عقیدتی شیعه، افرادی مثل ابن بابویه پدر صدوق و خود صدوق و شیخ مفیدها و شیخ طوسی ها و علّامه حلّی ها و مجلسی ها و صدها و هزارها علما از این قبیل بوده اند که در ارائه مرزهای بین کفر و اسلام همواره کلامشان قطعی و قاطع بوده است، اکنون هم راه و صراط المستقیم همان راه آنها است مع ذلک برای مزید شناسایی به حال این افراد می توان به کتاب هایی مثل خیراتیه، و فضائح الصوفیه و عرفان و تصوّف، و جستجو در عرفان اسلامی رجوع نمود. خداوند همه را به راه مستقیم الهی هدایت فرماید.
پاسخ آیت الله العظمی سید صادق شیرازی:
قرآن مجید، رسول خدا و اهل بیت عصمت و طهارت(ع) دستور اکید بر گرفتن دانش های دینی را از قرآن، رسول و اهل بیت نموده و نهی شدید از گرفتن آن از غیر این سه منبع فرمودند و گرفتن از غیر آنان مساوی با انکار آنان است، لذا بر مؤمنین واجب است که اول دانشهای دینی خود مخصوصاً اصول دین را با گرفتن از کتاب هایی مانند «توحید مفضل» و «توحید» و نیز «معانی الاخبار» شیخ صدوق و «اصول کافی» محکم و استوار نموده و سپس برای واقف شدن بر اشتباهات متون فلسفی و مانند آن به مطالعه ی آن بپردازند که آن گاه در اثر پشتوانه حدیثی اصول دین به خوبی می توانند اشتباهات را واقف گردند و حتی رد نمایند.
پاسخ آیت الله العظمی دوزدوزانی:
لازم به تذکر است: افرادی که می خواهند در علم فلسفه و عرفان اشتغال داشته باشند، باید ابتداءً پایه ی اعتقادات دینی خود را از کتب معتبره ی اسلامی و احادیث مأثوره از حضرت ائمه معصومین(ع) مستحکم نمایند تا در مبانی اصول مسلمه ی شیعه خللی وارد نشود و شاید بدین جهت بوده است که مراجع بزرگ مانند حضرت آیت الله العظمی اصفهانی و آیت الله العظمی بروجردی قدس سرهما از تدریس و تحصیل فلسفه به شدت منع می کردند، و اساساً به این کیفیت که در حوزه های علمیه مرسوم گردیده (هر فردی بدون قید و شرط) وارد این رشته می شود نه به صلاح حوزه ها و نه به صلاح جامعه ی اسلامی می باشد.
و اینجانب بارها در مجالس خصوصی و غیر خصوصی به طلاب و محصلّین گوشزد کرده ام که اکثر مطالب فلسفه گمراه کننده است و باید با احتیاط به این وادی قدم گذاشت.
پاسخ آیت الله العظمی حاج سید صادق روحانی:
کسانی که استعداد قوی دارند و قادر بر رد شبهات می باشند خواندن فلسفه اشکال ندارد ولی تعلیم و تعلم در مجتمعات که افراد غیر قوی و در اشتباه واقع می شوند جائز نیست.
پاسخ آیت الله العظمی حاج شیخ محمد تقی مجلسی:
تعلیم و تعلم فلسفه و عرفانهای رایج که از غیر منابع وحی نشات گرفته حرام می باشد و انتماء به معارف الهیه از طریق اهل بیت عصمت وطهارت علیهم الصلوة والسلام واجب خواهد بود.
پاسخ آیت الله العظمی حاج سید محمد شاهرودی:
از آنچه که بر خلاف مکتب اهل بیت(ع) باشد اجتناب بنمایید. مگر آن که به قدری در تعالیم اهل بیت(ع) قوی باشید که بتوانید شبهات وارده را دفع بنمایید و خلاصه آنچه بر خلاف تعالیم اهل بیت(ع) باشد ضلالت است.
رهبر معظم انقلاب:
یادگیری و تحصیل فلسفه برای کسی که اطمینان دارد که باعث تزلزل در اعتقادات دینی اش نمی شود اشکال ندارد و بلکه در بعضی موارد واجب است. (1)
[معلوم می شود خواندن فلسفه باعث می شود که در اعتقادات دینی تزلزل به وجود آید و انسان را گمراه کند لذا جواز تعلیم و تعلم این علم به افراد خاصی اختصاص دارد و آنها کسانی هستند که اعتقادات دینی آنها راسخ و استوار است و با این مطلب متزلزل نمی شوند.]
آیت الله العظمی بهجت:
خواندن فلسفه خطرناک است مگر بعد از اجتهاد در علم کلام و تصحیح اعتقادات.
ایشان به کسی که قبل از کلام می خواست فلسفه بخواند فرمودند: آقا می خواهد برود کافرشود! (2)
آیت الله العظمی سید شهاب الدین مرعشی نجفی:
فلاسفه با فندگان آراء و نظریات فاسد و موهومات بیهوده، و قاطعان طریق انبیاء مرسلین وخلفای مرضیین ایشانند، خداوند تعالی ما را از مضلات فتن حفظ نماید. (3)
آیت الله حاج شیخ حسن صافی اصفهانی(ره):
فکر خام فلاسفه و اشتباه صد در صد آنها
نیروهای ادراکی انسان در این حد نیست که بتواند گلیم خودش را از آب دربیاورد. این فکر خامی است که بعضی از فلاسفه کرده اند و به خیال خودشان گفته اند که مثلاً با ورود به علم و حکمت خودمان می توانیم خودمان را اصلاح کنیم، می توانیم با همان علم و حکمت و درک و فهمی که داریم به مقام شامخ انسانیت و به کمال نهایی انسانی برسیم، معلوم شده که اینها صد در صد در اشتباهند. (4)
آیت الله حاج شیخ مرتضی رضوی متفکر بزرگ معاصر:
ملاصدرا هیچ نیازی به قرآن و اهل بیت(ع) در تبیین حکمت متعالیه که دین اوست نداشت و اگر آن چند آیه و حدیث را از متن اسفار بردارید هیچ لطمه ای به حکمت متعالیه نمی خورد. (5)
علامه حلی:
از جمله کسانی که جهاد با آنها واجب است فلاسفه اند. (6)
مجله ی نورالصادق، شمـاره ی 16 و 17
1 - اجوبة اسفتائات(ترجمه ی فارسی) ص294 س1325
2- در محضر آیت الله بهجت 3/26
3- تذییلات إحقاق الحق 1/182
4-فصلنامه نورالصادق 11/203
5- محی الدین در آیینه ی فصوص 2/19
6-تذکرة الفقهاء 9/41، چاپ جدید
ﻧﻘﺪ ﻋﻠﻤﯽ ﻋﺮﻓﺎﻥ ﻭ ﺍﺑﻦ ﻋﺮﺑﯽ(ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺯﯾﺒﺎ ﻭ ﺟﺎﻣﻊ)
https://www.youtube.com/watch?v=_ZhiGfWNy8c
ﻧﻈﺮ مراجع وعلماء ﺩﺭﺑﺎﺭﻩ ﺍﺑﻦ ﻋﺮﺑﯽ
نظر علمای بزرگوار: سید علی سیستانی، صافی گلپایگانی، سید صادق روحانی، سید علی میلانی، السید خوئی، عزالدین حسینی زنجانی، بهبهانی، خوانساری، محسن فیض کاشانی، محمد طاهر قمی، حکیم، اسحاق فیاض، سید صادق شیرازی و...درباره ممیت الدین ابن عربی
مشاهده من موقع یتویوب
https://www.youtube.com/watch?v=q4k9O2tMvD4
او تحمیل مقطع من المواقع رفع
http://sub5.rofof.com/012suelf29/Dow.html
کمال حیدری" لعن زیارت عاشوراء را زير سؤال برد
همانطور که در چند سال پیش خطاب به آن فرد لبنانی گفتم، کسانی که مذهب خدشه وارد می کنند از ابن ملجم مرادی ملعون کمتر نیستند، اکنون نیز حرفم را تکرار می کنم.به گزارش لنگرنیوز ، اخبار رسیده از شهر مقدس قم حاکی از آن است سید «کمال حیدری» که چند ماهی است ادعای مرجعیت […]
همانطور که در چند سال پیش خطاب به آن فرد لبنانی گفتم، کسانی که مذهب خدشه وارد می کنند از ابن ملجم مرادی ملعون کمتر نیستند، اکنون نیز حرفم را تکرار می کنم.به گزارش لنگرنیوز ، اخبار رسیده از شهر مقدس قم حاکی از آن است سید «کمال حیدری» که چند ماهی است ادعای مرجعیت کرده، چندین بار نظراتی مطرح کرد که این نظرات باعث آن شده که دشمنان اهل بیت علیهم السلام به خود اجازه دهند شبهاتی علیه مذهب شیعه وارد سازند.
اخیرا از سید «کمال حیدری» کلیپی در فضای مجازی منتشر شده که در آن وی “لعن” زیارت عاشوراء را زیر سؤال برده و ادعا می کند که سندیت ندارد.
وی در این کیلیپ ادعا کرده که “لعن” از قرن هفتم یا هشتم وارد زیارت عاشورا شده است، فلذا این لعن اساس علمی و مبنای تاریخی ندارد!
در همین راستا خبرنگار شیعه آنلاین در تماسی با برخی فقها و علمای حوزه علمیه قم مقدس و نجف اشرف خواستار آن شد که مواضع خود را اعلام کنند.
خبرنگار شیعه آنلاین در تماسی با دفاتر حضرات آیات عظام وحید خراسانی، سید علی سیستانی، مکارم شیرازی، صافی گلپایگانی، شبیری زنجانی، صادق شیرازی، نوری همدانی، بشیر نجفی و هاشمی شاهرودی، این موضوع را با دفاتر این مراجع عظام مطرح کرد و آنان بلافاصله به این موضع واکنش نشان داده و گفتند: سند زیارت عاشوراء سندی است که هیچ کس نمی تواند به آن خدشه ای وارد کند.
حضرت آیت الله شیخ «بشیر نجفی» از مراجع نجف در واکنش به این موضوع گفت: همانطور که در چند سال پیش خطاب به آن فرد لبنانی گفتم، کسانی که مذهب خدشه وارد می کنند از ابن ملجم مرادی ملعون کمتر نیستند، اکنون نیز حرفم را تکرار می کنم.
از سوی دیگر علمای عراق از جمله، شیخ هادی آل راضی، سید عبدالکریم قزوینی، شیخ جلال الدین صغیر، شیخ عبدالمهدی کربلائی، سید مهدی بحرالعلوم و سید احمد صافی علیه این موضوع واکنش نشان داده و از مردم خواستند که گول فتنه ها را نخورند.
تاریخ انتشار : ۲۷ تیر ۱۳۹۳
پهلوان پنبه یا مجنون به لیلی نرسیده؟
حدود دو سال پیش در رحیق در مورد نواری که از سید کمال حیدری منتشر شده بود و آنجا به همه مراجع حمله و هتاکی کرده و تلاش کرده بود خود را اعلم جا بزند، مطلبی نوشتم. نوشتم که فارغ از بحث درستی یا نادرستی ادعاهای او، این شیوه تخریب دیگران و مدح از خود نه مقتضای ادب عام است، نه ملائم با اخلاق عالمان. رمضان امسال سید کمال روی دیگری از خود نشان میدهد؛ نه تنها مرجعیت را اموی و زائیده پول و رسانه معرفی میکند، صراحتا در شبکه کوثر خود را از قرآنیون معرفی میکند، حدیث را بالمره ساقط میشمارد و مسلمات اعتقادی شیعه مانند عصمت و نیز قضایای تاریخی قطعی شیعه مانند تفاصیل کلی و مسلم ماجرای هجوم به خانه حضرت زهرا س را به راحتی مورد شک و شبهه های جدی قرار میدهد و به گمان سادگی بیش از حد مخاطب، هربار میگوید من فقط شبهه را مطرح کردم و لزوما اعتقادی به آن ندارم! یکی از آفات علم، غرور و تکبر است، لطیفی میگفت “دو چیز سر و صدای زیادی دارد: پول خرد و علم خرد!”، از طرف دیگر حب جاه و عنوان را همیشه آفت بسیار مهم عالمان میشمردند، قضیه خالف تعرف و نتایجی که این سالها در حوزه برای برخی داشته، نشان داده که میتوان با این مشی بر شذوذ و بی اخلاقیها، جاه و مقامی مانند عالمان به دست آورد، هرچند شخص مقسما خارج از اقسام عالمان باشد.
برخی میگویند در خرده فضل سید کمال شکی نیست، هب که چنین باشد، ولی وقتی این شخص در برابر دیدگان همه، برای کوبیدن حدیث شیعه عبارت شیخ طوسی ره در عده را هم ناقص میخواند تا نشان دهد شیخ طوسی ره هم فقط قرآن و حدیث را مصدر کشف شریعت میداند، آنهم شیخ طوسی ره که شهره به قول به حجیت خبر واحد است!، دیگر مسئله بیشتر از جهالت و نادانی خواهد بود. بنظر من که تنها توجیه ممکن برای رویه ای که در پیش گرفته – خصوصا اگر کسی حوصله کند و چند قسمت از این برنامه در حال پخش را ببیند – اعتقاد جدی به عدم تعادل روانی چنین شخصی است!
عجالتا نیت این شخص هرچه باشد، یا حتی بر فرض اصح این رفتارهای به جنون اشبه این شخص در تلویزیون، من را به شدت به یاد آن سید موصلی ناصبی می اندازد که در مناظره با علامه حلی ره، پاسخی در خور گرفت:
ومن اللطائف أنه [ العلامة الحلی ره] ناظر أهل الخلاف فی مجلس السلطان خدا بندة ، وبعد اتمام المناظرة وبیان حقیة المذهب الاثنا عشریة ، خطب الشیخ قدس الله روحه اللطیفة خطبة بلیغة مشتملة على حمد الله والصلاة على رسول الله والأئمة . فلما استمع ذلک السید الموصلی الذی هو من جملة المسکوتین بالمناظرة ، قال : “ما الدلیل على جواز توجه الصلاة على غیر الأنبیاء؟” فقرأ الشیخ فی جوابه بلا انقطاع الکلام : “الذین إذا أصابتهم مصیبة قالوا انا لله وانا إلیه راجعون أولئک علیهم صلوات من ربهم ورحمة” فقال الموصلی على طریق المکابرة : “ما المصیبة التی أصابت إلیهم حتى أنهم یستوجبون بها الصلاة ؟” فقال الشیخ : “من أشنع المصائب وأشدها أن حصل من ذراریهم مثلک الذی یرجح المنافقین الجهال المستوجبین اللعنة والنکال على آل رسول الملک المتعال” فضحک الحاضرون وتعجبوا من بداهة آیة الله فی العالمین
وقد أنشد بعض الشعراء : إذا العلوی تابع ناصبیا * بمذهبه فما هو من أبیه وکان الکلب خیرا منه حقا * لان الکلب طبع أبیه فیه *
دو سال پیش در گودر فراز آخر دعای افتتاح را گذاشتم و از خون جگری شیعه در این زمان نوشتم که “شدة الفتن بنا” است و “تظاهر الزمان علینا”، امسال در شب اول قدر و هنگام دعاخواندن آخر مجلس، دوباره نگاهی کردم به وضعیت شیعه، خونهایی که در سوریه و عراق و پاکستان به ناحق از شیعه ریخته میشود از یک سو، و از طرف دیگر این حملات ناجوانمردانه اعتقادی از سوی وهابیت و امثال این سید – که حقا مصداق مصیبت بر اهل بیت ع است – و برخی دیگر که این روزها در حمله و شبهه پراکنی اعتقادی در میان عوام شیعه – که حقا از کم کاری امثال ما، عموما مستضعف اعتقادی واقعی اند – چیزی کم نمیگذارند، فهمیدم که شدة الفتن و تظاهر الزمان را نفهمیده بودم، ناخودآگاه پیش از دعا برای ظهور، برای دل حضرتشان دعا کردم…
پ.ن: قسمت نخست تیتر را بر اساس تعبیر خوبی که اینجا برای کسانی که دوست دارند علمشان را به دور از میادین علمی ودر میان عوام کم اطلاع نشر دهند تا بدینوسیله خود را پهلوان فرض کنند بکار بردم، طرف دوم تیتر هم روشن است؛ سوژه پست ما از یک سو مرجعیت را با شدت هرچه بیشتر میکوبد، از سوی دیگر تمام عده و عده اش را صرف پاگرفتن دستگاه مرجعیت برای خود میکند. نگاهی به بیانیه های سایتش وضعیت اسف بار این دست و پا زدن را به خوبی به تصویر میکشد…
* این حکایت را مرحوم بحرانی در لولوة نقل فرموده بودند، دسترسی به منبع اصلی نبود، از کتاب طرائف المقال که عین همان حکایت را – البته بدون انتساب – آورده نقل میکنم.
موسوی
http://5shanbe.rahigh.ir/?p=457
نظر آیت الله سید محمود هاشمی شاهرودی در خصوص ادعای سید کمال حیدری
تعدادی از طلاب حوزه علمیه نجف پس از اتفاقات و اظهارات اخیر برخی در مورد مکتب حقه تشیع، در سوالی خطاب به آیت الله هاشمی شاهرودی خواستار پاسخ ایشان و روشن سازی اذهان شدند
به گزارش «شیعه نیوز»، تعدادی از طلاب حوزه علمیه نجف پس از اتفاقات و اظهارات اخیر برخی در مورد مکتب حقه تشیع، در سوالی خطاب به آیت الله هاشمی شاهرودی خواستار پاسخ ایشان و روشن سازی اذهان شدند، متن این سوال و جواب به شرح زیر است:
بسمه تعالى با سلام و تحیت
سوال: جناب آقای شاهرودی، برخی ادعا می کنند که بسیاری از احکام و میراث روایی شیعه از کعب الاحبار، یهود، نصاری و مجوس نقل شده است، نظر جنابعالی در این مورد چیست؟
جواب: بسم الله الرحمن الرحيم این کلام جز از سوی یک ناآگاه به میراث مکتب تشیع گفته نمی شود، پیش تر نیز شاهد این گونه اتهامات بی اساس از سوی برخی گمراه که با تحریک استکبار جهانی قصد ضربه زدن به وحدت امت اسلامی و برانگیختن فتنه میان مسلمانان را دارند، بوده ایم، کسانی که جماعات تکفیری خارج شده از دین را تحریک می کنند، جماعاتی که نماینده خوارج امروزی هستند و روز به روز بر جنایات خود می افزایند. ما امیدواریم این شخص از جمله افراد تاثیر گرفته از آن جهات مشخص نباشد اگر چه در گفتار و اتهام به میراث شیعه شبیه به آنان سخن گفته است.
حقیقت غبر قابل انکار در میان اهل علم این است که شیعه میراثش را از مکتب اهل بیت (علیهم السلام) گرفته و این مذهب، خالص ترین میراث دینی در تاریخ اسلامی و به دور از هر گونه تحریف و انحراف جریان های تاثیر گذار بر اسلام بوده است.
زیرا مکتب شیعه به دور از سازمان های حکومتی و سلاطین و خواسته های فاسد آنها نشأت گرفت و رشد نمود و پاکترین و باتقواترین و دانشمندترین مردم و شاگردان اصیل اهل بیت علیهم السلام آن را به نسل های آینده انتقال دادند، کسانی که تاریخ و حتی علمای مذاهب دیگر بر راستین بودن آنها و منزلت والایشان گواهی داده است.
یک ویژگی در این میراث اسلامی آن را از بقیه متمایز می سازد و ان این است که شیعه، میراثش را مستقیما از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) و خاندان پاک و مطهرش یعنی دوازده امام والا مقام دریافت داشته است، به همین دلیل این میراث، خود نماینده اسلام اصیل و امتداد خط رسالت و شریعت مبارک اسلامی است به نحوی که خود یک معیار تشخیص شمرده می شود.
اگر شخصی که این حقیقت را نفهمد و در بخش هایی از میراث شیعی شک کند به این معناست که وی فقط برخی مصطلحات را حفظ کرده و طعم فقه و میراث حقیقی شیعی را نفهمیده است، فقهای مدرسه اهل بیت علیهم السلام، نسل به نسل در راه حفظ این میراث و دور نگه داشتن ان از تحریف کوشیده اند.
اما در پاسخ به شخصی که ادعا می کند بیشتر میراث شیعه نقل شده از کعب الاحبار و یهود و نصاری و مجوس است باید گفت:
اولا: ما این اتهام را به جز از عمال صدام ملعون نشنیده ایم کسانی که در جنگ بر علیه جمهوری اسلامی گفتند شیعه از مجوس است، تمام دنیا به عداوت و دشمنی صدام و نوکری وی برای سردمدارانش و اکاذیب حزب ضد اسلامی اش آشنا هستند.
ثانیا: در خصوص کعب الاحبار که گفته می شود وی یک یهودی اهل یمن بوده و پس از فوت پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) اسلام آورده و در زمان عمر وارد مدینه شده است، پاسخ این است که تمام کتب رجال و حدیث به وضوح، برائت میراث تشیع از روایت و افکار این مرد را ثابت می کنند، ائمه و اصحابشان خود را از این مرد و روایات و افکار او دور نگه داشته اند.
شیخ کلینی در کافی در یک روایت صحیح السند از زراره از امام محمد باقر(علیه السلام) نقل میکند: زراره می گوید در کنار امام باقر (علیه السلام) در کنار کعبه نشسته بودیم که شخصی به نام عاصم بن عمر از از اهالی بجیله آمد و به امام گفت: کعب الاحبار می گوید کعبه هر روز صبح برای بیت المقدس سجده می کند، امام عرض کردند دروغ است و کعب دروغ گفته و عصبانی شدند.(ج 4، ص 240)
در شرح نهج البلاغه از ابن ابی الحدید نیز آمده است که عده ای از قول امیرالمومنین نقل کرده اند که کعب یک کذاب است(ج 4، ص77) موضوعی که باعث خوشحالی است که مذاهب دیگر نیز بر کذاب بودن کعب صحه می گذارند.
طبری در تاریخش می نویسد: عکرمه می گوید روزی د رکنار ابنعباس نشسته بودیم که مردی آمد و گفت ای این عباس سخنان عجیبی را از کعب در مورد ماه و خورشید شنیده ام این عباس گفت چه شنیده ای؟ مرد گفت: کعب می گوید ماه و خورشید در روز قیامت چون دو گاو به جهنم پرتاب می شوند، ابن عباس با عصبانیت سه بار می گوید: کعب دروغ گفته است، کعب دروغ گفته است، کعب دروغ گفته است... (ج 8،ص 164)
آیت الله شاهرودی هم چنین در پایان به نقل نمونه هایی از ابن کثیر و الذهبی برای اثبات دروغگویی کعب الاحبار می پردازند.
http://hashemishahroudi.org/ar/pages/news.php?nid=164